تبليغاتX
زمستان
::
يه آهنگ از ليدا دختر 13 ساله
آلبوم كامل بنيامين
دانلود آهنگ هاي جديد طوفان
محسن چاووشي _ راه كربلا
عكس هاي با كيفيت از جنيفر لوپز
زندگي نامه جنيفر لوپز
آرشيو عكس هاي قبلي
دانلود چندتا آهنگ عربي توپ
گالري عكس سلمان خان
يه عالمه بگراند زيبا
گالري عكس ماشين و موتور
آهنگ هاي حامد هاكان و شهاب تيام
چند تا شعر زيبا
چند نمونه زن زليلي
ارتباط با ما

::از بخش هاي مختلف اين وبلاگ ديدن كنيد::

***
من از نهايت شب حرف مي زنم
من از نهايت تاريكي
و از نهايت شب حرف مي زنم
اگر به خانه من آمدي، براي من
اي مهربان چراغي بياور و يك دريچه
كه از آن، به ازدحام كوچه ي خوشبخت بنگرم...
+ نوشته شده توسط بهزاد در پنجشنبه دهم فروردین 1385 و ساعت 12:38 |
کاجول
کاجول
پریتی زینتا
پریتی زینتا
کارت تبریک
کارت تبریک
متفرقه
متفرقه
متفرقه
متفرقه
آیشواریا رای
آیشواریا رای
تایتانیک
تایتانیک
بریتنی سپیرز
بریتنی سپیرز
جنیفر لوپز
جنیفر لوپز
کارت تبریک
کارت تبریک
متفرقه
متفرقه
کیوون
+ نوشته شده توسط بهزاد در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 17:11 |

+ نوشته شده توسط بهزاد در یکشنبه ششم فروردین 1385 و ساعت 20:27 |

+ نوشته شده توسط بهزاد در یکشنبه ششم فروردین 1385 و ساعت 20:25 |

هنوز زمستان است

آبي.قرمز.سبز.بنفش.پشت شيشه ويترين پر از آبنبات‌هایی بود که نورشون چشمو میزد.مثه کاشی‌های کوچیک حوض‌های قدیمی.انبوهی از مردم.کسی دنبال کفش‌هایی میگشت که رنگ‌هاش خیال انگیز باشه(یاد اون روزا و هنگ تن و این حرفا...به خیر).دیگری برگهای رنگی رو کنار میزد تا هدیه‌ایی که بود رو بپیچه.بوی عطرها،رنگ مغازه‌ها.شلوغی بویی میداد.نزدیک عید بود.ازدحام آهن‌هایی که بر چهارچرخ میرفتند و امان نمیدادند.چهارراه‌هایی با همسایگان همیشگی.آدامس.کلینکس.پارچه‌های قرمز و سیاه.چه قدر سوژه بود برای نوشتن اما...کاغذهایی با عکس آدم‌ها.بین آدم‌ها،لبخند می‌آورد و میبرد.(یاد نمک به خیر،آن ایام کهن‌ قدیم.)گوجه‌فرنگی‌ها با چهار سوی سبز.لبها را آویزان میدید.برق میوه‌ها اما مصنوعی بود؟..صدای سیاوش بود که میگفت:"کی جواب درد بی‌درمون من پیدا میشه".واقعا کی میشه؟کجا میشه که من آروم بگیرم.حجمه‌ای از نور و تاریکی با هم حرکت میکردند.مردم میگفتند:"ع‌ی‌د".اما ندید،لبخند رو روی لب اون کوچه‌هایی که نور پول بهش راهی نداشت.نور کاغذ رنگی‌ها.نور فروشگاه‌ها به اونجا نمیرسید.شاید تقصیر آن مردمی بود که کاغذ را اختراع کردند.کاغذی که جلوی نور خودشان که میگرفتی عکس خود دیگرشان در آن پیدا بود.نوری نبود آن‌جا تا کاغذ بازی کرد.کاغذ داد و کاغذ رنگی گرفت.کاغذ داد و بوی خوش گرفت.کاغذ داد و آبنبات‌های رنگی گرفت...آبنبات!...عجب آبنبات‌هایی بودند.مثل حوض خانه‌ای که در آن نور برای همه بود.مثل رنگ کف حوضی که در آن انسان بزرگ شد.مثه کف حوض خانه‌ی مادربزرگ.دلم برای آن بالاها میگیرد.شاید دلم برای خودم بگیره بهتره.میدونم و میدونم که من پایینم و آن که کاغذی ندارد بالا...میدانم هنوز زمستان است.هنوز زمستان است.فصل سرد هنوز ادامه دارد.آن ور یا این ور.با زمستان باید سفر کرد.با زمستان میتونم حرف بزنم.من هم باید با زمستان بروم.یا بمانم و زمستان رو نگاه دارم.حرفهایی که برای نگفتن یا شاید گفتن به هیچکس.زمستان هیچکس من است.زمستان هیچکس ماست.

 

+ نوشته شده توسط بهزاد در جمعه چهارم فروردین 1385 و ساعت 14:49 |

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

[ 1024*768 ]

[ 800*600 ]

+ نوشته شده توسط بهزاد در جمعه چهارم فروردین 1385 و ساعت 0:53 |

افشين مقدم 1324 _ 1355 در تصادف رانندگی درگذشت

زمستون

زمستون
تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهای برهنه زير بارون
نميدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه
بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو
نشستم زير بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها برای تو هميشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالي نديدي
نشسته زير بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببينی تلخه روزهای جدايی
چه سخته چه سخته
بشينم بی تو با چشمای گريون

+ نوشته شده توسط بهزاد در جمعه چهارم فروردین 1385 و ساعت 0:52 |

گل افشين >>> کیوان

داريوش کيوان افشين مقدم

گل اشک
شکفته روی گونه ام
دونه دونه
دل من به یادت
شعر مرثیه می خونه
تو آهنگ صدات از نسل بارون
تو شعرت شعر گلدون و زمستون
تو بودی هم صدایی برای قلب عاشق
ولی تنهاتر از گل شقایق
مسافر
تو رفتی
زدی بر قلب عاشق رنگ ماتم
صدای تو مونده
 برای زخم عاشق گشته مرهم
گل افشین
کجایی باز رسید
فصل زمستون
تو رفتی
دوباره باغچه هامون
گشته عریون
جای تو مونده خالی توی خونه
گلای باغچه می گیرن بهونه
گلدون چشم انتظاره
مثه من بیقراره
صدات می پیچه
در گوشم دوباره
گل افشین کجایی
ببینی داغ مرگو رو تنامون
صدای تو مونده
روی آهنگ تلخ گریه هامون
روی آهنگ تلخ گریه هامون
روی آهنگ تلخ گریه هامون
خداحافظ

+ نوشته شده توسط بهزاد در جمعه چهارم فروردین 1385 و ساعت 0:49 |

مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدا نگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

در میان توفان
هم پیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها
دارم با یارم پیمانها
که برفروزم آتشها در کوهستانها آه
شب سیه سفر کنم
ز تیره ره گذر کنم
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن

مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
درپیش تو میمانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من

مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت

درباره ...

+ نوشته شده توسط بهزاد در جمعه چهارم فروردین 1385 و ساعت 0:46 |

عارف و مهستی

بیا بنویسیم
روی خاک  رو درخت  رو پر پرنده  رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ  روی آّب  توی دفتر موج  رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام  همه جا تو رو مینویسم
روی آینهء گریه هام  گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا نبض عشق  زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم
روی خاک  رو درخت  رو پر پرنده  رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ  روی آّب  توی دفتر موج  رو دریا

توی خواب خاک  ریشه ها موسم شکفتن
همصدای من میخونن وقت از تو گفتن
چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانهء نفسات باغچه رو صدا کن
با صدام میام  همه جا تو رو مینویسم
روی آینهء گریه هام  گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا  نبض عشق  زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم
روی خاک  رو درخت  رو پر پرنده  رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ  روی آّب  توی دفتر موج  رو دریا

با ترانه نفسات  من ترانه میگم
اسمتو مثل یه غزل عاشقانه میگم
بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد  لحظه دیدنه
با صدام میام  همه جا تو رو مینویسم
روی آینهء گریه هام  گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشهء صدا  نبض عشق  زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم
روی خاک  رو درخت  رو پر پرنده  رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ  روی آّب  توی دفتر موج  رو دریا
بیا بنویسیم
روی خاک  رو درخت  رو پر پرنده  رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ  روی آّب  توی دفتر موج  رو دریا

+ نوشته شده توسط بهزاد در جمعه چهارم فروردین 1385 و ساعت 0:31 |


Powered By
BLOGFA.COM